#135 | بلاگ

#135

تعرفه تبلیغات در سایت
به مامانم میگم مامان داری میای برام تخمه بخر اومده خونه با هزار امید و آرزو تخمه رو باز کردم دوتاشو گذاشتم تو دهنم،چشمتون روز بد نبینه از شدت تندی میدوایدم اینور حال میدوایدم اونور حال داداشمم ذوق زده شده بود فک کرده بود داریم بازی میکنیم میدوید دنبال من مامانمم با یه بطری آب دنبال منو داداشم...خلاصه ندو کی بدو...
وقتی که حالم خوب شد به مامانم میگم مامان آخه این چه کاریه؟!؟؟! میگه میخواستم به چالش کشیده بشی 

قیافه ی من اون لحظه اینشکلی بود 

قیافه ی خود چالش هم اینشکلی

خلاصه اینکه فهمیدم هر چی دلم خواست بهتره خودم برم بخرم 

| SaYe


برچسب‌ها: سایه نوشت, طنز, تخمه, تند, چالش

 نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط سایه 

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 10:32