#226

ساخت وبلاگ
چکیده : 📍 کل دیروز منتظر یه اس ام اس بودم...منتظر اس ام اسی بودم که تصمیم داشتم جواب ندم!!!!گاهی وقتا خو... با عنوان : #226 بخوانید :
📍 کل دیروز منتظر یه اس ام اس بودم...منتظر اس ام اسی بودم که تصمیم داشتم جواب ندم!!!!
گاهی وقتا خودمم درک نمیکنم...و بعد اون پیشنهاد دوری 7 ماهه!!!
و بعد...ریسک بزرگ...از هیجان دست و پاهام یخ زده بود!!(گرچه باز بودن پنجره هم بی تاثیر نبود!!)
چقدر حس خوبی بود اینکه داشت باهام حرف میزد...
چقدر حس بدی بود که عمق ناراحتیشو بهم نشون داد...گرچه میدونم اون عمقش نبود...ولی بالاخره یه بار درباره ی احساساتش باهام صادق بود...
واقعا نمیدونم چیکار کنم...یه لحظه حس کردم سوپر منم!!لحظه ی بعد حس کردم هیچی نیستم...خودمو تو خودم مچاله کردم و رفتم زیر پتو...
خدایا خودت یه کاری بکن...من واقعا نمیدونم چیکار میتونم بکنم...

| SaYe

برچسب‌ها:

سایه نوشت, درددل, حس متناقض, پارادوکس, خدا
+ تاريخ چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۶ساعت نويسنده سایه |
#49...
ما را در سایت #49 دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 9:57